حمله به ریال
یکی از موثرترین راههای مقابله با حکومتهای دیکتاتوری، استفاده از قدرت بازار برای انتقال اطلاعات به قشر ضعیف جامعه و همراه کردن این قشر در مبارزات است. بازار به معنی محلی برای تبادل پول و کالا (یا در شکلهای دیگر) قواعد مخصوص به خود را دارد که هیچ حکومتی نمیتواند با زور این قواعد را به بازار تحمیل کند. به عنوان مثال، دولت نهم نرخ بهره را کم و حجم پول را به شدت زیاد کرد که هر دو این عوامل منجر به یک تورم ۲۵ درصدی شد و دولت نهم چون از قواعد بازار پیروی نکرده بود، هیچ کاری برای پائین آوردن تورم نمیتوانست انجام دهد.
در این سری از یادداشتها سعی میشود چند راهکار موثر برای ضعیف کردن دولت کودتا تشریح شود. بعضی از این ایده ها قبلا بیان شده است، ولی شاید به طور جدی به آنها پرداخت نشده است. بدیهیست این ایده ها وقتی عملی میشود که عده کثیری از ما در اجرای آن نقش داشته باشیم.
دوستانی که این متنها را میخوانند نباید برداشت کنند که اینها برای ضربه زدن به اقتصاد ایران است. اینها در حقیقت ضربه زدن به دولتی است که هیچ احترامی برای شهروندانش قائل نیست و پول خود را به جای آبادنی کشور صرف سرکوب کردن و کنترل کردن آنها میکند.
حمله به ریال (یا هر ارز دیگری) یعنی اینکه تعداد زیادی عامل اقتصادی به طور همزمان داراییهای خود را که به ریال (یا هر ارز دیگری) میباشند بفروشند. از آنجایی که نرخ ارز ایران در مقابل دلار آمریکا ثابت میباشد، ریال را به راحتی میتوان در مواجهه با این خطر قرار داد. به بیان ساده تر وقتی تعداد زیادی از عوامل اقتصادی (مردم) مایل به فروش داراییهای خود به ریال میشوند، عرضهٔ ریال زیاد میشود و با فرض ثابت بودن تقاضا برای ریال، قیمت ریال در مقابل دلار (یا نرخ ارز) پائین میآید.
در اصل، اگر این حمله موفقیت آمیز باشد (حتی تا حد کمی) یک مکانیسم خود به خودی روی خواهد داد و ریال به شدت ارزشش را در مقابل ارزهای خارجی از دست خواهد داد. به تعبیر دیگر اگر این حمله باعث تغییر نرخ ارز و سقوط ارزش ریال، حتی به مقدار کمی (ولی محسوس) شود، دیگر عوامل اقتصادی که تا این لحظه در این مبادلات شرکت نکرده اند ، برای حفظ داراییهای خود، شروع به خرید ارزهای خارجی مینمایند که در نتیجه باعث موفقیت کامل این حمله خواهد شد.
به دلیل اینکه بانک مرکزی ایران نرخ بهره را ثابت نگاه داشته است، در ابتدا شروع به دفاع از ارزش ریال خواهد نمود. به این معنی که اگر مردم شروع به خرید ارزهای خارجی (به طور مشخص دلار یا یورو) نمایند، بانک مرکزی را ناچار به پاسخ به این تقاضا میکند. اما چون منابع بانک مرکزی و صندوق ذخیرهٔ ارزی محدود میباشد (به لطف اقدامات احمدی نژاد)، اگر این حملهها به اندازهٔ کافی موثر واقع شود، بانک مرکزی ناچار به خروج از سیستم نرخ ارز ثابت میشود. در این صورت نرخ ارز شناور خواهد شد، و زمانی این اتفاق روی میدهد که ریال ارزش خود را به شدت از دست بدهد. این اتفاق قبلا برای آرژانتین و کشورهای آسیایی شرقی رخ داده است. در زیر نمودار نرخ ارز آرژانتین را مشاهده مینمایید.

- از آوریل ساله ۱۹۹۱ پزو آرژانتین به دلار لنگر انداخت. در دسامبر ۲۰۰۱ آرژانتین دارای دو نرخ ارز بود و در ژانویه ۲۰۰۲، پزو ارزش خود را بیش از ۵۰ درصد از دست داد.
بنابراین استراتژی خیلی ساده است: شروع به خریدن یورو یا دلار نمائید. همین. تنها اگر ۵۰۰ هزار نفر بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار یا یورو خریداری کنند، دولت مجبور به صرف بیشتر از ۱ میلیارد دلار از صندوق ذخیرهٔ ارزی و در نتیجه مجبور به ترک سیستم (عقب ماندهٔ) نرخ ارز ثابت میشود. در آن زمان ارزش ریال سقوط کرده است و شما از داشتن ارز خارجی نه تنها ضرر بلکه سود فراوانی میکنید. اما مهمتر از آن مبارزه ای که با دولت کرده اید بسیار ارزشمند است.
در این هنگام است که بسیاری از بازاریها هم به شما میپیوندند (شاید نا خواسته برای سود شخصی)، ولی به هر حال کمک بزرگی برای به ثمر نشستن این حملهٔ اقتصادی به دولت میشوند.
همگان میدانیم که این دولت، پول مردم را صرف خرید تجهیزات مدرن برای سرکوبی آنها مینماید. بنابراین چه بهتر که دولت هر چه بیشتر فقیر باشد تا بداند بی پشتوانهٔ مردمی هیچ قدرتی ندارد. از آنجاییی که بخش اعظمی از محصولات مصرفی در ایران، وارداتی میباشد، در صورت موفقیت این حمله، تورم زیادی به وجود خواهد آمد که باعث نا رضایتی همهٔ اقشار مردمی خواهد شد. بدین ترتیب پیام خود را که همانا بی لیاقت بودن این دولت است به آحاد مردم خواهیم رساند. مزد افرادی که در این مبارزه شرکت میکنند به صورت اقتصادی و با در اختیار داشتن ارز خارجی، خود به خود به آنها باز گردانده میشود.
این دولت از نظر اقتصادی به شدت ضعیف شده است و این از آنجا پیدا است که لایحهای به مجلس فرستاد که حاوی کاهش بودجه دیگر نهادهای غیر دولتی -از جمله سازمان بازرسی، قوهٔ قضاییه و دیوان عدالت اداری- بود، ولی این لایحه مورد قبول مجلس واقع نشد.
بحث دیگری که مطرح است، خرید ارزی است که بازده بالاتری داشته باشد و همچنین تامین آن برای دولت مشکل آفرین تر باشد. به این دلیل من یورو را پیشنهاد میکنم، به دو دلیل: اول آنکه ایران درآمد خود را از طریق فروش نفت به دلار دریافت میکند، بنابرین ذخیره ارزی دولت در ابتدا به دلار میباشد. اما دولت پس از تحریمهای صورت گرفته و بعضی کارهای ایدئولوژیکی سعی به جانشینی دلار با یورو نموده است. اما از آنجایی که اینکار همیشه ریسک تبدیل دلار به یورو را در پی دارد، یک ریسک به مجموع ریسکهای بانک مرکزی و دولت اضافه میکند. به عنوان مثال اگر دلار ۱ سنت در مقابل یورو ارزان شود، بهایی که دولت برای تبدیل ۱ میلیارد دلار به یورو میپردازد برابر با ۱۰ میلیون دلار است که بهای بسیار زیادی است. .
دلیل دوم آنست که کروگمن و بلانشارد در دو مقالهٔ جداگانه توضیح داده اند. کروگمن برندهٔ جایزهٔ نوبل ۲۰۰۸ در این مقاله پیشبینی میکند که دلار به سرعت و در طی مدت زمان کوتاهی ارزش خود را از دست خواهد داد. بلانشارد که در حال حاضر اقتصاد دان ارشد صندوق بین الملی پول است، همچنین معتقد است که دلار ارزش خود را از دست خواهد داد ولی این پروسه با گذر زمان انجام میشود. به هر حال چیزی که همه به آن اعتقاد دارند اینست که دلار ارزش خود را از دست میدهد و این به دلیل کسری حساب جاری آمریکا است. در شکل زیر نرخ تبدیل یورو به دلار را از بدو پیدایش یورو مشاهده میکنید.

- در این شکل روند صعودی یورو به دلار را پس از پیدایش یورو مشاهده میکنید
با این کار نه تنها ضربهٔ محکمی به دولت میزنید و آن را در بحران اقتصادی غرق میکنید (مانند آرژانتین ۲۰۰۲ و آسیای جنوب شرقی ۱۹۹۸ و بسیاری مثالهای دیگر) بلکه مزد خود را به طور اقتصادی دریافت میکنید. این ایده را برای به سرانجام رساندن با همهٔ اطرافیان خود مطرح کنید.
http://iconomy.wordpress.com/2009/07/05/33/
حمله به بانکها
در بیشتر اوقات اگر بیش از ۲۰ درصد مشتریان یک بانک، تصمیم بگیرند که پول خود را در یک بازهٔ زمانی کوتاه از بانک پس بگیرند، بانک توانایی تامین این نقدینگی را نخواهد داشت و به عرصه ورشکستگی خواهد افتاد. این مکانیسم هم مانند حمله به یک ارز میتواند تبدیل به یک پروسهٔ خود به خودی شود. به این معنی که اگر دیگر مشتریان بانک احساس کنند که بانک به زودی ور شکست خواهد شد و آنها پول خود را از دست خواهند داد، اقدام به بیرون کشیدن پول خود از بانک خواهند نمود که این کار به سرعت ور شکست شدن بانک میافزید.
بانکهای خصوصی در حال حاضر خدمات بهتری نسبت به بانکهای دولتی ارائه میکنند (مثل کارتهای بانکی و سیستمهای اینترنتی و …)، ضمن اینکه نرخ بهره در این بانکها بالاتر است. بنابرین این بانکها جانشین بسیار مناسبی برای بانکهای دولتی میباشند
موثرترین حمله به بانکهای کوچک خواهد بود، چون دارای سرمایهٔ کمتری هستند، ولی به هر حال نجات دادن این بانکها هم کار آسانتری میباشد. هر چند فکر میکنم که این روش در جمهوری اسلامی موثر نباشد، چون به راحتی به بانک دستور میدهد که کسی حق بستن حساب و برداشت از حساب خود را ندارد و با این کار جلوی این پروسه را میگیرد. در هر صورت این کار میتواند سیستم بانکی کشور را تا مدتی مختل کند و آسیب پذیری سیستم را به رخ دولت بکشد.
دیامند و دیبویگ ۱۹۸۳ در مقالهٔ کوتاه خود، اولین مدل را برای ورشکستگی بانکها ارائه کردند که هنوز هم تدریس میشود. میتوانید مقالهٔ اصلی را در این لینک پیدا کنید
نخریدن اوراق مشارکت
دولت با توزیع اوراق مشارکت در حقیقت از مردم برای تامین بخشی از بودجهٔ خود قرض میگیرد. با نخریدن این اوراق شما در تامین این بودجه شرکت نمیکنید.
نوشتن روی پولها
دولتها میتواند همچنین برای تامین قسمتی از بودجه خود، پول چاپ کنند. برای مثال سوئد %۳.۲۲ از هزینه های دولت خود را در بازهٔ زمانی ۹۴-۱۹۹۰ با چاپ پول به دست آورده است. این رقم برای آلمان %۲۰۸۹ و برای آمریکا %۲.۱۹ بوده است. اما این چاپ پول همیشه با درامد زایی همراه نیست. برای مثل این رقم برای فرانسه در مدت زمان مشابه % ۰.۸۳- بوده است. شرط درامد زایی برای یک دولت انست که نرخ رشد حجم پول از نرخ کاهش حجم پول واقعی (نسبت حجم پول به شاخص قیمت یا به عبارت دیگر تورم) بیشتر باشد. به بیان سادهتر اگر تورمی که از افزایش حجم پول ایجاد میشود از نرخ رشد پول کمتر باشد، آنگاه این عمل برای دولت درامد زایی دارد.
چاپ پول برای دولت هزینهٔ بالایی دارد. هر چه اسکناس با ارزشتر باشد این هزینه هم بالاتر است. در مورد سکه این هزینه کاملا با ارزش پول برابری میکند و در بعضی مورد تا ۲ برابر ارزش سکه میرسد. از آنجای که ظاهراً ایران در این زمینه هم به کشورهای خارجی وابسته است، نوشتن شعار به روی اسکناسها نه تنها هزینهٔ ریالی، بلکه هزینهٔ ارزی به دولت تحمیل میکند. با این کار میتوان درامد دولت از محل حق الضرب پول را هم محدود کرد
اما مهمتر از این (که نهایتا هزینهٔ خیلی زیادی برای دولت نیست) رساندن شعار و پیام این جنبش به همهٔ نقاط ایران و همهٔ اقشار مردم است. زیرا تا جمع آوری این پول و رسیدن به بانک، هر اسکناس صدها دست بین مردم میچرخد.
این روش اگر چه روش بسیار ساده ای است، از این جهت از همهٔ روشها موثرتر است. در این روش هم یک مکانیسم خود به خودی میتواند روی دهد. یعنی اگر مردم اسکناس های زیادی دریافت کنند که حاوی شعار باشند، خود شروع به نوشتن به روی اسکناسها میکنند. سعی کنید به روی اسکناسهای با ارزشتر بنویسید، چون از میان بردن آنها سختتر است و هزینهٔ بیشتر در بر دارد.
تأثیر اعتراضها بر اقتصاد ایران
دستهبندی شده در: انـدرزنامــه, خـبــــرها, پراکـنـــده, گزارش ـ گفتگوی ویـژه | برچسبها: ahmadi nejad, banks, economy, entekhabat, Iran, iran election, neda, مبارزه اقتصادی, ناآرامی, پول, اقتصاد, اقتصاد ایران, انتخابات, اوراق مشارکت, اتحادیه اروپا, بانک, بانکهای خصوصی, بانکهای دولتی, بحران اقتصادی, حمله به بانکها, دولت, دولت کودتا, ریال, سرمایهٔ
رسانه شمایید












تو قسمت کامنتهای پستی که ازش کپی کردی نظرات خوبی نوشته شده
doroste,
be hame pishnahad mikonam poste asli va coment hasho bebinan.
behtarin rah nakharidane orage mosharekate be nazare man ke albate nemidoonam ta che had be hokoomat zarar mizane
ma ba dolati tarafim ke har kari mikone ta bagi bemoone
hata age mardom ro goshne negah dare
inha be fekre jibhaye khodeshoonan
farda rooz ke didan kari nemitoonan bokonan in mamlekat ro atish mizanano miran
motmaen bashin
hamle be bankha ham ke khodetoon iradesho matrah kardin
inha afradi hastand ke be rahati mitoonan began pooletoono nemidim
pas in ham nemishe
va ama neveshtane rooye poolha
doolat kheyli rahat mitoone bege poolhaye neveshte shodaro kasi nabayad rado badal kone
pas oon afradi ke poolharo minevisan hade agal be khatere khodeshoon ham ke shode dige poolharo neminevisan
dooste khoobe man ke in matlab ro neveshti
mamnoon az to va albate hesi ke mikhay be mardom komak koni ta be ahdafeshoon beresan
vali
hamle be arz chizi hast ke be afrade besyari ziadi latme mizane
ma agar hesab konim ke 60% mardom tarafdare tagyir hastand hade agal 30% khodeshoon ro kenar keshidand
10% ham tavane inkaro nadarand (mamoolan javanan) va 10% ham inkaro nemikonan
pas mimoone 10% ke agaram natije bede be 90% latme vared mishe
kharide arzi ham be hamin shekl khahad bood